أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
633
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
نك . جملهاى مشابه در شمارهء 498 ، يادداشت 45 . نسخهء پ : ذكر جالينوس ذكره شاعر الغربة فى شعره . . . ( 29 ) . سنبل ، قس . يادداشت 30 . ( 30 ) . نسخهء فارسى مىافزايد : « سنبل را به لغت رومى اسطاخوس گويند [ - « خوشه » ؛ قس . Low , pf . ، 368 ] و به هندوى مومى [ ؟ ] گويند » . 572 . سندروس 1 به هندى رال 2 [ ناميده مىشود ] ، نيز مىگويند مريمدهون 3 و ميمو 4 . در كتاب الادهان : بايد [ نوع ] سرخ آن ، همانند عقيق سرخ ، سخت و پوست كنده يعنى پاك را برگزيد . درخت سندروس در سرزمين زنگبار مىرويد ، آن را مىبرند و با ايجاد شكاف ، مىگذارند تا [ صمغ ] جارى شود و به تدريج سفت گردد 5 . به همين جهت در آن جانوران گرفتار نيز ديده مىشوند . سندروس دو نوع است : يكى از آنها معروف است ، اما ديگرى بهتر از آن و گرانبهاست . فرق ميان آنها در اين است كه اگر آنها را به آتش نزديك كنيم ، [ نوع ] اول پيچ و تاب مىخورد و از هم مىپاشد ، اما دومى ، [ نوع ] خوب ، مانند سقز [ صمغ جويدنى ] نرم و كشيده مىشود . ( 1 ) . يونانى ، sandaraca لاتين ؛ اين صمغى زردرنگ معطر است كه از درخت Callitris qudrivalvis Vent . مترادف Thuya articulata Vahl . استخراج مىشود ؛ ابن سينا ، 477 ؛ عيسى ، 1 37 ؛ الجماهر ، 471 ؛ يادداشت 12 . ( 2 ) . رال در فرهنگهاى امروزى صمغ Shorea robusta Gaertn . است ؛ Platts ، 583 ؛ Dutt ، 121 . ( 3 ) . يا مريمدهون ، در نسخهء الف به روشنى نشانهگذارى نشده است . در الجماهر ( 200 ) نيز به صورت « مريمدهون » ديده مىشود . ( 4 ) . ميمو . ( 5 ) . قطعههاى جداگانه متن تا اينجا در Picture ، 125 درج شده است . ترجمهء روسى قطعهاى را نك . منابع عربى ، II ، 142 . 573 . سنامكى 1 آن را [ سنا ] « حرمى » 2 نيز مىنامند ، به هندى كوالهربها 3 ست .